به گزارش گروه اقتصادی یکتاپرس، رییس اتحادیه نانوایان سنتی در مصاحبه ای اعلام کرده که این اتحادیه تقاضای افزایش 70 درصدی نرخ نان را داشته است. وی همچنین گفته است که وزارت صمت به جای ارجاع این مساله به کارگروه استانی، بحث افزایش قیمت نان را به هیات دولت برده تا در آن جا برای مساله مزبور تصمیم گیری شود. نخواندن دخل و خرج، افزایش قیمت خمیرمایه، حقوق کارگر، حق بیمه، آب، برق و گاز، افزایش قیمت خرید آرد و به طور کلی افزایش تورم و هزینه های زندگی، موجب شد تا اتحادیه نانوایان سنتی چنین تقاضایی داشته باشند.
باید برای تحلیل بهتر این مساله و چرایی چنین اتفاقی و تبعات آن اعداد و ارقامی را مدنظر قرار بدهیم. قیمت نان بین سال های 93 تا 98 هیچ افزایشی نداشت و دولت در برابر چنین مساله ای از خود مقاومت نشان داد.
در سال 98 بالاخره این نیاز پذیرفته شد که با توجه به افزایش تورم و غیر واقعی بودن قیمت ها، 45 درصد به قیمت نان افزوده شود. این کار از ابتدای پاییز سال 98 اجرایی شد اما مشکل زمانی بروز کرد که طبق آمار اعلامی بانک مرکزی تورم نقطه به نقطه مهر 99 نسبت به مهر 98 که قیمت نان افزایش پیدا کرد، 41.4 درصد اعلام کرده است. یعنی کشور شاهد افزایش بیش از 40 درصدی قیمت ها در حوزه های مختلف بوده و عملا افزایش قیمت نان در سال گذشته دیگر خاصیتی ندارد و نیاز به بازنگری در قیمت نان وجود دارد.
البته که تقاضای 70 درصد افزایش قیمت نان با توجه به تورم 30 درصدی سالانه و نقطه به نقطه 44.8 درصدی در آذر 99 کمی غیر منطقی به نظر می رسد. طبق خبرهای واصله دولت با افزایش 35 درصدی نرخ نان موافقت کرده تا تعادلی میان بالا رفتن نرخ تورم و قیمت نان ایجاد شود. اما تبعات افزایش قیمت نان با این نرخ ها آن جایی بروز پیدا می کند که حداقل حقوق یک کارگر در سال 99 تنها 2 میلیون و 800 هزار تومان است و خط فقر چیزی بین 8 تا 10 میلیون تومان برآورد می شود.
این تفاوت یعنی نه تنها کارگر ما، بلکه بسیاری از اقشار مختلف همچون کارمندان و شاغلین در ادارات نیز زیر خط فقر زندگی می کنند.
در چنین شرایطی هر افزایش قیمتی حتی به حق و درست، باری اضافه می کند برروی دوش اقشار ضعیفی که دیگر ارزان ترین غذاها نیز برایشان غیرقابل دسترس می شوند. این مسائل اما حاصل مدیریت همان کسانی است که شعار می دادند آن چنان رونق اقتصادی ایجاد می کنیم که دیگر کسی به یارانه 45 هزار تومانی احتیاج نداشته باشد. منتهی ما نمی دانستیم منظور از عدم احتیاج این است که کاری می کنیم تا آن 45 هزار تومان ارزشی نداشته باشد که بود و نبودش برای کسی مهم باشد. نان سنگک 1500 تومان در نظر گرفته شود؛ یک خانواده 4 نفره روزی دو عدد نان بخرد به مبلغی بالغ بر 90 هزار تومان می رسد. با این حساب نان سنگک مبلغی بیش از یارانه پرداختی هزینه بردار است. اگر قیمت نان افزایش پیدا کند قطعا سبد خانوار کوچکتر می شود با گران شدن نان سنتی؛ اقشار کم درآمد جامعه با مشکلات بسیاری مواجه میشوند.
حاصل سیاست های غلط و بی کفایتی غیرقابل انکار دولت، این وضعیتی است که شاهد آن هستیم. از یک سو و بر اساس منطق باید نرخ برخی کالاها بالا برود و از طرف دیگر هر افزایش قیمتی، فشار را بر طبقات متوسط و ضعیف جامعه بیشتر می کند. در این حالت لاجرم دو طرف باید چوب مدیریت ناکارآمد دولت را بخورند و روز به روز بر مشکلاتشان اضافه شود و صدایشان هم به جایی نرسد. در ادبیات جناب رییس جمهور و کابینه ایشان به این وضعیت می گویند: رونق اقتصادی!