شعر باید تاريخ و اجتماع و فلسفه را در خود درونی کند | یکتاپرس
مصاحبه با فیض شریفی/ اختصاصی یکتاپرس
شاعران باید شعرهای شکوهمند و بزرگ را در ایران و جهان بخوانند و شعرهای خوب را در دفتر بگنجانند و مرتب مرور کنند تا در شعر سنبه ی آن ها پر زورتر شود.
کد خبر: ۹۶۸۹۷
۱۶:۵۳ - ۰۱ شهريور ۱۴۰۱

فیض شریفی

گفتگوی اختصاصی خبرنگار فرهنگ و هنر یکتاپرس با فیض شریفی چهره نام آشنای ادبیات معاصر:

فیض اله شریفی عضو هیئت علمی ادبی کانون از چهره های برجسته در حوزه ی شعر و ادبیات است که متولد : 1334/09/14 در بهبهان  استان خوزستان – شاعر نویسنده – استاد دانشگاه – مدرس زبان و ادبیات فارسی – منتقد ادبی هستند و آثاری به شرح زیر دارند.
مجموعه شعر زمان، هوشنگ چالنگی(۱۹)،هوشنگ ابتهاج (۲۰)
داستان زمانه ی ما: صادق هدایت(۱) صادق چوبک(۲) هوشنگ گلشیری(۳ ) بزرگ علوی ( ۴ )
و کتاب های نقد( عباس‌ درویشی، ایرج شريفی، حبیب شریفی، درام سياوش، یادداشت های ادیبانه ی پیش از آلزایمر
شاعران معاصر ایران:اسماعیل خویی(۱) علی باباچاهی(۲) سیدعلی صالحی(۳)

ـ شما چگونه با فضای شعر و ادبیات آشنا شدید؟

من می توانستم به رشته ی تجربی بروم و پزشک شوم، دانش آموز خوبی بودم ولی رشته ی ادبيات را انتخاب کردم .دبیر ریاضی ادیبی داشتم، او مرا با نيما آشنا کرد.
پیش از آن در کلاس شعر کاظم کریمیان شرکت می کردم .او یکی از شعرهای مرا در مجله‌ ی آریو برزن چاپ کرد. همان شعر را هم مجله ی دختران و پسران تهران چاپ کرد و من باور کردم که شاعرم، وقتی در رشته ی ادبيات دانشگاه تهران پذیرفته شدم چند شعر من در مجله‌ ی فلق دانشکده چاپ شد و م . آزرم و شفیعی کدکنی، مرا تشویق کردند .شعرهای مرا استاد کدکنی تصحیح کرد .
در جلسات شعر شاعران بزرگ شرکت می کردم .وقتی مجله‌ ی رنگین کمان، یکی از چهارپاره های مرا چاپ کرد ، بیش تر راغب شدم .وقتی هم در ده شب شعر سال 56در انستیتو گوته شعرهای شاعران مطرح و متعارف را شنیدم، باور کردم که چیزی از خیلی ها کم ندارم‌. نخستین کتاب شعر من " زیباترین زمین " بود که تحليل و نقدی بر آن علاوه کرده بودم . این تجارب شعری مرا خیلی به دنیای شعر برد.

-تجربه‌های ابتدایی شما در مواجهه با دنیای شعر چگونه بود و آیا شعر گفتن به زعم شما یک استعداد ذاتی و درونی است یا نیازمند کوشش و تلاش فکری لطفا از تجربه تون در این زمینه با ما سخن بگویید؟ بله شعر بیشتر جوشش است. قریحه است و غریزه، بعد از آن اعتماد به نفس است و پشتکار . پشتکار هم خواندن شعرهای خوب کلاسیک ها و مدرن و فلسفه است. و وقتی اینها را خواندی بعد از آن بازی خلاقیت است. من شعر را برای تپش های حسی ام کافی نمی دانم. کلمات برای عواطف غلیان یافته کم داریم. ترانه‌ هم کم داریم، در اغلب ترانه ها توازن میان آهنگساز و ترانه سرا وجود ندارد.
من با نقد اشعار و داستان توانستم کمی بر شور شعر و انقلاب روحی ام غالب شدم. تجربه ی من به من می گوید که شاعران باید شعرهای شکوهمند و بزرگ را در ایران و جهان بخوانند و شعرهای خوب را در دفتر بگنجانند و مرتب مرور کنند تا در شعر سنبه ی آن ها پر زورتر شود. شاعر باید زبان بداند و باشعر جهان تماس بگیرد،در غیر این صورت درجا میزند. همان گونه‌ که می بینید،شاعران ایرانی در جوانی، جان می دهند و دیگر نمی توانند شعری بگویند. در داستان هم همین است. نویسندگان بزرگ جهان اغلب شعر می گویند و بعد داستان می نویسند ولی شاعران ایران در این مقوله تقصیر می کنند. به همین دليل است که ایران، رمان نویس بزرگ ندارد .لطفا بوف کور و شازده احتجاب و ملکوت را درج بگیرید.

- تجربه‌های شعری شما بیشتر تحت تاثیر کدام شاعران ایرانی یا خارجی شکل گرفت؟ آراگون می گويد من متأثر از همه بوده ام. من دقیق یادم نمی آید، از کسی متأثر بوده ام ولی می دانم از کلاسیک هاتقلید نکرده ام .شاید کمی از فروغ، کمی از شاملو و نصرت رحمانی و پاز و شیمبورسکا متأثر شده باشم.

ـ به نظر شما در فضای اجتماعی و سیاسی عصر کنونی شعر چه ضرورتی دارد؟ این دست شاعر نیست .شاعر بی هوا متأثر می شود و در حالت شعور نبوت شعر می گوید. اتفاقا شعر باید تاريخ و اجتماع و فلسفه را در شعر خود درونی کند و به شکلی هنری ارائه بدهد.ا ین تقلید نباید روزنامه ای باشد.‌ شعر باید اجتماعیات و سیاسیات را در خود تعلیل ببرد و به نفع خود مصادره کند. نویسندگان بزرگی چون تولستوی و داستایفسکی، در آثار خود، مثل جنگ و صلح و برادران کارامازوف را بهتر از مورخان، تاريخ و اجتماع کشور روسیه را بازتاب داده اند. هدایت هم در بوف کور همین کار را کرده، او رأس عامل اختناق، رضاشاه را در شخصیت پیرمرد خنزر پنزری درونی کرده و نيما در پادشاه فتح و چند شعر بلند دیگرهمین کار را کرده است.

- آیا مواجهه با تجربیات شاعران جهانی و بهره‌مندی از آن تجربیات می‌تواند در روند پیشرفت شعر معاصر ایران سودمند باشد؟ شاملو الگوی خوبی برای پرسش شما باید باشد. شاملو، نيما و بوطیقای او را برای پرداخت شعر کم می دانست، او به همین دلیل زبان فرانسه را آموخت و متحول شد. او زبان مایاکوفسکی، لورکا و پل الوار و شعر شاعران دیگر را در شعرخود مستحیل و ذوب کرد و از تجربیات آنها استفاده کرد و نگاه آن ها را در شعر بومی کرد، حتا می توانم بگویم شعر این شاعران را ارتقا داد.شاعر جوان هم باید همین کار را بکند.

انتهای پیام/

خبرنگار افتخاری یکتاپرس: سمیه( آرزو) بحرکاظمی

دبیر بخش فرهنگ و هنر: رضوان ابوترابی

این خبر را به اشتراک بگذارید:

ارسال نظرات
از اینکه دیدگاه خود را بدون استفاده از الفاظ زشت و زننده ارسال می‌کنید سپاسگزاریم.
نام:
ایمیل:
نظر:
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
حمید
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۴۴ - ۱۴۰۱/۰۶/۰۱
مثل همیشه عالی
شهره حاجی بابایی
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۰۱ - ۱۴۰۱/۰۶/۰۱
مثل همیشه عالی بود خانم بحرکاظمی عزیز،موفق وپایدارباشید