به گزارش گروه فرهنگ و هنر یکتاپرس، کنجکاوی یکی از تمایلات بشر است که او را به سوی کشف ناشناختهها جذب کرده و او را راهی سفرهای مرموزی میکند که انتهای آنها راه مشخصی نیست. نقاطی در ایران وجود دارند که رازهایی سر به مهر را در دل خود گنجاندهاند و هنوز در گذر زمان لباس رمزآلودی را از تن خود در نیاوردهاند. گاهی این راز و رمزها شاهکار خالق هستی و برخی دیگر ساخته دست آدمیزاد، اشراف مخلوقات جهان هستند. در این مطلب شما را به اماکن اسرارآمیز و ترسناک ایران میبریم تا سر از رمز و رازهایشان دربیاورید.
ارگ بم باشکوهترین و قدیمیترین سازه خشتی دنیا در شهر بم در استان کرمان است که هرساله گردشگران زیادی برای تماشای بقایای آن به دیدنش میروند ولی کمتر کسی از راز هولناکی که این ارگ با خود حمل میکند، خبر دارد. چندی پیش، پس از زلزله ویرانگر بم، باستانشناسان و کارشناسان، جسد مومیایی چند کودک و اسکلت نوزادهایی را در دیوارههای بلند و لابهلای حصارهای این ارگ با ابهت پیدا کردند.
باستانشناسان، اسکلت ۶۸ کودک و نوزاد را که به صورت عمودی لابهلای دیوارهای خشتی و گلی ارگ بم دفن شده بودند، تشخیص دادند. در مورد اینکه چرا جسد این کودکان لابهلای دیوارها دفن شده، باستانشناسان اختلاف نظر دارند. قصههایی در میان مردم بم رایج است که میگوید علت دفن این کودکان، حمله «آقا محمدخان قاجار» به بم و محاصره یک ساله ارگ توسط او است.
گویی ساکنین ارگ چون راهی به گورستان بیرون شهر نداشتهاند، چارهای جز دفن اجسادشان در لابهلای دیوارها نداشتهاند. بین برخی مسنها نیز داستانهای ترسناکی هم از وجود موجودات عجیب و غریب و راه و رسم کشتن بچهها توسط آنها رایج است.
وقتی پای مرگ در میان باشد، آدمها میترسند و درباره عامل مرگ، قصهها و افسانههای زیادی روایت میکنند. در کرمانشاه غاری تاریک به نام «غار پرآو» قرار گرفته که انسانها را میبلعد و از مهمترین مکانهای گردشگری وحشت در ایران برای غارنوردان حرفهای است.
غار پرآو بزرگترین غار عمودی دنیا است که بهعنوان اورست غارهای جهان نیز شناخته میشود. این غار تاریک، سرد، عمیق و صعبالعبور است و به خاطر گرفتن جان پنج تن از غارنوردان، لقب «غار قاتل» را از آن خود کرده است.
گفته میشود پیکر دو تن از این غارنوردان هنوز در این غار ۷۰۰ متری قرار دارد و همین باعث ایجاد رعب و وحشت برای بازدید از این غار شده است. بازدید از غار پرآو برای مردم عادی و حتی کوهنوردان مبتدی بسیار خطرناک است و بههیچوجه توصیه نمیشود.
قناتی در شهر گناباد، مشهد به نام «قنات قصبه» قرار دارد که افسانههای زیادی از در و دیوار آن سرازیر میشود. بر طبق یک افسانه، این قنات به فرمان «بهمن» یکی از سلاطین قدیم ایران زمین برای کفاره گناهی بزرگ احداث شده است.
براساس داستان مشهور «دوازده رخ» در «شاهنامه فردوسی»، قدمت بنای این قنات به قبل از پادشاهی کیخسرو میرسد. جدا از این روایتها و داستانهای اسطورهای، بررسیهای باستانشناسان نشان میدهد که این قنات متعلق به دوران هخامنشیان است.
شاید در نگاه اول این قنات به نظرتان عجیب و ترسناک نیاید ولی این قنات بزرگترین، طولانیترین و قدیمیترین قنات جهان است که از دالانهای تاریک و سیاهی که هنوز هم آب شهر را تامین میکنند، تشکیل شده است.
هیچکس تصوری از انتهای این قنات ندارد و کارشناسان طول آن را ۳۵ کیلومتر تخمین زدهاند.
دنیای عجیب و رازآلود قنات با آن دالانهای تودرتو، چاشنی ترس را برای هرکس به ارمغان میآورد.
اگر به دنبال افزایش میزان آدرنالین هستید، شب هنگام به درهای مخوف در طبس سفر کنید. در این دره، شب هنگام، صداهای رعبآوری در فضا میپیچد و اسرار شگفتانگیزی را در خود جای داده است.
این دره که «کال جنی» نامیده می شود یکی از منحصربهفردترین درههای ایران است که مانند سرزمین عجیبی از صخرههاست که دخمههایی در دل دیوارهها و اشکال عجیب و نامتجانسی را در خود گنجانده است. اهالی این منطقه این دره را خانه جن و ارواح میدانند و داستانهایی از ربوده شدن دختران جوان توسط اجنه در این دره برای شما تعریف خواهند کرد.
قدیمیترها بر این باور بودند که هیچکس نباید حتی به این دره نزدیک شود، چه برسد به اینکه درون آن قدم بگذارد. اگر زنی در قدیم فرزندی ناقص به دنیا میآورد او را به اجنه این دره مرتبط میساختند.
جنگلها همیشه یکی از مرموزترین و پر رمز و رازترین نقاط جهان هستند. جنگلی در مشهد قرار دارد که از غروب آفتاب تا طلوع خورشید صدای جیغها و نعرههای درختان آن، رعب و وحشت را در دل اهالی روستای سربرج برانگیخته است. به گفته برخی، صدای جیغ شبیه صدای زنی است که زنده زنده در حال سوختن در آتش است.
علاوه بر صدای فریادهایی که از این جنگل شنیده میشود، شکل و هیبت درختان این جنگل نیز وحشتآور است. با بررسیها و تحقیقات انجام شده معلوم شد این صداها و فریادها مربوط به جیرجیرکها یا ملخ هایی است که در دل درختان خانه کردهاند.
ولی هنوز برخی از اهالی معتقدند که این صداهایی که از جنگل شنیده میشود، هیچ شباهتی به صدای جیرجیرک یا ملخ ندارد و این جنگل نفرین شده و محل سکونت اجنه است. برخی معتقندند که شیاطین و روحهای نفرین شده و سرگردان، شب هنگام در این روستا پرسه میزنند و این اصوات دلخراش را به وجود میآورند.
نکته قابل توجه دیگر درباره این جنگل این است که رودخانهای که در این جنگل جریان دارد قبلا در فصولی از سال خشک بود، اما همزمان با شروع صداها از جنگل از سال ۱۳۹۰، این رودخانه همچنان در این جنگل جاری است.
گورستان عجیب یئری در شرق مشکینشهر در استان اردبیل قرار گرفته است. در این گورستان پر رمز و راز که قدمت آن به دوران هخامنشیان باز میگردد، ۴۵۰ گور شناسایی شده که ابعاد کوچکترین آنها ۳ متر و بزرگترین آنها ۸ متر است.
وجود سنگ قبرهایی با نقشهای یکنواخت از چهره انسانهایی که دهان ندارد، این گورستان را مخوفتر کرده است.
دودکش جن در نزدیکی ماهنشان در استان زنجان، یکی از شگفتانگیزترین و پرقصهترین، پدیدههای ایران است. این پدیده، سنگ بزرگی درون یک دشت، با چند ستون بزرگ روی آن است که هرکدام سری قارچشکل و همچون آدمیان کلاه به سر دارد.
دودکش جن در اصطلاح زمینشناسی «هودو» (Hoodoo) نامیده میشود و در حقیقت به نوعی از فرسایش گفته میشود که در اثر آن منارههای طویلی از رسوبات و سنگها از لایههای ابتدایی باقی میمانند.
دژی نیز در زیر این پدیده از دوران ساسانیان به یادگار مانده که «تخت دیو» یا «قلعه بهستان» نامیده میشود. مردم محلی جایگاه این سنگ بزرگ را جایی که جنها در آن زندگی میکنند، میدانند و بر این باورند که موجودات زنده نمیتوانند شب را در کنار آن سپری کنند.
کول خرسان یا دره ارواح، درهای اعجابآور و اسرارآمیز در استان خوزستان است که پیمایش مسیر سخت و هراسآور آن، هیجان و شگفتی را برای شما به ارمغان میآورد. چشمهها از دیوارهای این دره شگفتانگیز میجوشند و درختان بادام کوهی، نخلها و درختان وحشی انگور، تصاویر خیالانگیزی را پدید آوردهاند.
در راه عبور از این دره متحیرکننده، گاهی دیوارههای ۲۰۰ متری عظیم به هم نزدیک شده، راه باریک شده و آسمان گم میشود و آنوقت است که در این فضای وهمانگیز و نفسگیر، دلهره به سراغتان میآید. شاید به همین دلیل است که نام دیگر این دره را «دره ارواح» گذاشتهاند.
منطقه جنگلی و اسرارآمیز هفتدغنان در روستای صومعهسرا در استان گیلان سالهاست که مقصد ماجراجویان و گردشگران فراوانی است. محلیان صداهای زیادی از این جنگل شنیدهاند و میگویند، بهتر است تا شب نشده این منطقه را ترک کنید. ولی اگر برای تجربه وحشت و دلهره به این ناحیه سفر کردهاید به قسمتشرقی روستا بروید، جایی که هوا ناگهان سنگینتر میشود و وجود کلبهای متروکه و پرماجرا که افسانههای محلی زیادی در دل آن گنجانده شده به این فضای سنگین میافزاید. بر طبق باور محلیها، اگر تنها بتوانید یک شب در این کلبه دوام بیاورید، ارواح شما را ثروتمند خواهند کرد.
با وجود این خرافات، سالها است که هیچیک از بومیان و محلیها حاضر نیستند حتی برای ثروتمند شدن، به این خانه نزدیک شوند. دلیل ترس از این کلبه جنگلی سرنوشت شوم و هولناک کسانی است که برای ثابت کردن شجاعت خود یک شب را در این کلبه مرموز و نفرینشده سر کردهاند. روایت میشود که عدهای نیز قربانی شده و جان خود را در این کلبه از دست دادهاند. از همان موقع تا الان هیچکس اجازه ورود به این کلبه جنگلی را ندارد و تنها از دور میتوانید این کلبه جنگلی را نظاره کنید.
گورستانی به نام «سفیدچاه» در بهشهر مازندران قرار گرفته که از نظر ظاهری تفاوتهایی با دیگر گورستانهای کشور دارد. خاک این گورستان سفید است، سنگ قبرهای آن همه به صورت عمودی هستند و بعد از نام و نام پدر، شغل افرادی که فوت شدند به صورت نمادین بر روی این سنگها تراشیده شده است. دسترسی به این قبرستان از طریق شهر گلوگاه در حدود ۳۰ کیلومتری بهشهر امکانپذیر است. از گلوگاه باید به سمت سفیدچاه بروید و درست در ابتدای ورودی شهر به این قبرستان برمیخورید.
افسانههای بومی و محلی زیادی از این گورستان روایت میشود. بومیان خاک سفید این گورستان را جادویی میدانند و باور دارند که به خاطر این خاک سفید، جنازه مردهها از بین نمیرود.
برخی محلیها میگویند که اجنه در این قبرستان رفت و آمد دارند. شبها، اطراف قبرستان مه گرفته و بسیار ترسناک میشود، و میگویند که ممکن است بخاطر مه راهتان را شبها در این گورستان گم کنید.
جعبهای چوبی و بسیار قدیمی در این گورستان وجود دارد که توسط مردم نگهداری و حفاظت میشود. مردم محلی اعتقاد دارند که این جعبه طلسمشده و توسط اجنه نیز محافظت میشود و اگر این جعبه از گورستان خارج شود، شومی را با خود به همراه میآورد.
منبع: کجارو
انتهای پیام/