یکتاپرس؛ سه کشور اروپایی (فرانسه، آلمان و انگلیس) حاضر در برجام روز پنجشنبه ۶ شهریور و پس از ماهها تهدید با صدور بیانیهای مشترک از آغاز روند فعالسازی مکانیسم «بازگشت خودکار تحریمهای شورای امنیت» موسوم به «اسنپبک» علیه ایران خبر دادند. آنها با متهم کردن تهران به عدم پایبندی جدی به تعهدات برجامی و فقدان توجیه غیرنظامی برای ذخایر بالای اورانیوم غنیشده، اعلام کردند که پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع دادهاند؛ اقدامی که میتواند بازگشت قطعنامههای تحریمی پیشین را در پی داشته باشد. اقدامی که با واکنش شدید جمهوری اسلامی ایران روبرو شد. «سیدعباس عراقچی» وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران با یادآوری عملکرد مسئولانه و مبتنی بر حسن نیت ایران در پایبندی به دیپلماسی برای حل و فصل مسائل مرتبط با موضوع هستهای، تصریح کرد جمهوری اسلامی ایران برای حفظ و تامین حقوق و منافع ملی خود به نحو مقتضی به این اقدام غیرقانونی و ناموجه سه کشور اروپایی پاسخ خواهد داد. عراقچی همچنین در نامه ای به شورای امنیت و دبیر کل سازمان ملل پیرامون برداشت ناصواب تروئیکا از سازوکار حلوفصل اختلافات مندرج در برجام و موضوعات مرتبط با قطعنامه ۲۲۳۱ گفت: از تمامی اعضای شورای امنیت میخواهیم تا دست رد به دغلکاریهای سیاسی ناروا زده و نسبت به صیانت از یکپارچگی حقوق بینالملل و مرجعیت شورای امنیت اهتمام ورزند. مسیر پیش رو در احترام متقابل نه در اجبار. پس از اعلام خبر فعال سازی اسنپبک از سوی تروئیکای اروپایی، وزرات امور خارجه کشورمان هم در بیانیهای اعلام کرد: تصمیم سه کشور اروپایی بهشدت روند جاری تعاملات و همکاریهای ایران و آژانس را تضعیف خواهد کرد. این تشدید تحریکآمیز و غیرضروری با پاسخهای مقتضی همراه خواهد بود. مسیری که سه کشور اروپایی برگزیدهاند، در صورت مهار نشدن، پیامدهای شدیدی برای اعتبار و ساختار شورای امنیت خواهد داشت. به منظور بررسی دلایل، تبعات و آینده روابط ایران با سه کشور اروپایی و همکاری با آژانس بینالمللی انرژی هستهای با «حسن بهشتیپور» تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداختیم. پس از حرف و حدیث های بسیار، سرانجام اسنپ بک از سوی سه کشور اروپایی حاضر در برجام فعال شد، ایران معتقد است که این اقدام فاقد وجاهت قانونی و اخلاقی است، آیا سه کشور اروپایی از سازوکار حل اختلاف برجام سواستفاده کردهاند؟ در جهان امروز کشورها تصمیمگیریها را بر اساس قدرت سیاسی انجام میدهند، نه بر اساس حقوق بینالملل. کشورها حقوق بینالملل را تا جایی قبول دارند که منافع آنها تأمین میشود و هر جا که منافعشان تأمین نشود، حقوق بینالملل را به هر شکلی زیر پا میگذارند. مثال روشن آن جنایتهایی است که در حال حاضر رژیم اسرائیل در غزه انجام میدهد. در این منطقه بهصراحت یک جنایت جنگی درحال رخ دادن است، ولی با آن مماشات میشود؛ به این دلیل که حامیانش، یعنی آمریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه همچنان سیاست مماشات را در قبال رژیم صهیونیستی در پیش گرفتهاند. درباره اسنپبک نیز شرایط همینگونه است، از نظر حقوقی واقعاً اروپاییها هیچ حقی برای فعال کردن این سازو کار نداشتند؛ چون طبق توافق برجام، وقتی یک طرف ناقض فاحش برجام باشد باید درخواست مطرح شود و پرسش این است که طرف ناقض چه کسی بوده است؟ اول آمریکا از برجام خارج شد و ایران یک سال از اردیبهشت ۹۷ تا اردیبهشت ۹۸ صبر کرد تا شاید اروپاییها خروج آمریکا را جبران کنند. آنها با ایران توافقی ۱۱ مادهای داشتند ولی اقدامی نکردند. بهانه هم این بود که تحت تحریمهای آمریکا قرار میگیرند. بنابراین ناقض فاحش برجام اول آمریکا بود و بعد اروپا که تعهداتش را اجرا نکرد. ایران پس از یک سال، آن هم تدریجی، تا سال ۹۹ و با تصویب قانونی در مجلس، تعهداتش را کاهش داد. در تمام مراحل هم اعلام کرد هر زمان که طرف مقابل تعهدات خود را انجام دهد، ایران بلافاصله بازمیگردد. بنابراین از نظر حقوقی کاملاً روشن و بدیهی است که نقض آشکار را طرف اروپایی کرده و بر این اساس، حق فعال کردن مکانیزم اسنپبک را ندارد. اما همانطور که در ابتدا عرض کردم، در نظام بینالملل که طی ۴۰۰ سال شکل گرفته و به تدریج کامل شده، قدرت و قدرتهای بزرگ و زورگو تعیینکننده هستند. در این نظام، قدرت در درجه اول حرف میزند؛ اقدامات سیاسی مقدم است و اقدامات حقوقی مکمل، آن هم در راستای منافع کشورهای قدرتمند. در ارزیابی بازگشت تحریم ها ما با دو نوع دیدگاه روبرو هستیم، گروهی این موضوع را بسیار فاجعه آمیز و گروه دیگر بی اهمیت تفسیر میکنند؛ تحلیل واقع بینانه از این اقدام چه خواهد بود؟ به نظر من اگر این مکانیسم فعال شود فاجعهای برای ایران رخ نمیدهد؛ آنها میخواهند ۳۰ روز این مکانیسم را طول دهند، اگر ایران وارد سازوکارهایی شود تا موضوع تمدید گردد و تعیین تکلیف نشود؛ در این حالت کشور در بلاتکلیفی میماند و ما باید یکبار برای همیشه اراده ملی شکل دهیم و بپذیریم که اسنپبک اجرایی شود، ولی به سمت سازوکارهایی برویم که میتوانند آن را خنثی کنند. اولین و مهمترین آن رسیدگی به اقتصاد داخلی است؛ اصلاحات در نظام بانکداری، بیمه، مالیات و گمرکات. اگر اصلاحات اساسی صورت بگیرد، تأثیرات اسنپبک فوقالعاده کاهش مییابد و فضای کسبوکار و تولید بهبود پیدا میکند. این مهمترین اقدامی است که متأسفانه سالها به بهانههای مختلف عقب افتاده است. از طرف دیگر باید موضوع اسنپبک را برای افکار عمومی داخلی توجیه کنیم. رسانهها باید تبیین افکار عمومی را به عنوان یک اقدام ملی در نظر گیرند و باید توضیح داد که این وضعیت فاجعهای که رسانهها از بازگشت قطعنامهها ترسیم میکنند، واقعی نیست. ایران تجربه دورهای را داشته است که این قطعنامهها صادر شده اما ایران آنها را اجرا نکرده و اقتصاد کشور به راه خود ادامه داده است. این صحنه خشن و وحشتآور درباره اسنپبک درست نیست اما نباید هم بگوییم هیچ خبری نیست. افراط و تفریط نباید باشد؛ باید با تبیین درست و اقدامات اقتصادی و همکاری با آژانس، شرایط را مدیریت کنیم. باید موضوع اسنپبک را برای افکار عمومی داخلی توجیه کنیم. رسانهها باید تبیین افکار عمومی را به عنوان یک اقدام ملی در نظر گیرند و باید توضیح داد که این وضعیت فاجعهای که از بازگشت قطعنامهها ترسیم میشود، واقعی نیسترفتار درست با آژانس پس از این اقدام که حافظ منافع ملی باشد، چیست؟ ما باید هر طور شده همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را ادامه دهیم تا بهانه را از دست طرف مقابل بگیریم. ایران انتقادات گستردهای نسبت به آژانس و عملکرد آقای گروسی و بعضی بازرسان دارد. از حدود ۱۲۰ بازرس، شاید پنج یا شش نفر مشکل داشتند و طبق اسناد و گزارشهای خود منابع غربی حتی با اسرائیل و آمریکا ارتباط داشتند اما این نباید به حساب کل آژانس گذاشته شود. اگر میخواهیم فعالیت هستهای صلحآمیز داشته باشیم، ناچاریم با این نهاد که تنها نهاد حقوقی بینالملل برای نظارت بر فعالیتهای هستهای است، همکاری کنیم. پس کسانی که میگویند باید همکاری را با آژانس قطع کنیم، مسیر اشتباهی پیشنهاد میدهند. بنابراین خیلی مهم است که همکاری محکم خود را با آژانس ادامه دهیم تا بهانهای دست طرف مقابل ندهیم. سه کشور اروپایی در دور نخست ریاست جمهوری ترامپ با ایران همراهی بیشتری داشتند، چه مسائلی در دور دوم روابط آنها با ایران را به این حد از تخاصم رساند؟ اروپا در دوره برجام همیشه نقش مثبت نداشت و حتی در دوره برجام هم برخی جاها نقش منفی ایفا و موانعی را با سختگیریهای بیشتر ایجاد کردند. مثلاً در دور دوم مذاکرات ژنو، مواضع وزیر خارجه وقت فرانسه باعث بحران شد که بعداً با ابتکار طرف ایرانی و همکاری آمریکاییها حل شد. به طور کلی، اروپا تا زمانی که ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری داشت، همراهی و از تهران حمایت میکرد. در دور نخست ریاست جمهوری ترامپ، زمانی که وزیر خارجه وقت آمریکا قصد داشت، اسنپبک را فعال کند، سه کشور اروپایی با آن مخالفت کردند و ۹ عضو شورای امنیت به این خواسته رای منفی دادند و فقط دومنیکن با آمریکا همراه شد که افتضاحی سیاسی برای طرف آمریکایی به وجود آمد. در مقطع دیگری هم در بحث تمدید تحریمهای تسلیحاتی ایران در دوره ترامپ، باز هم با همین مخالفت روبرو شد. اروپاییها زمانی که ۱۵ گزارش مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجرای برجام از سوی ایران را تایید میکرد، با ایران همراهی کردند اما در موضوع مقابله با تحریمها همکاری نکردند. اما چرا موضع اروپا تغییر کرد؟ چند عامل داشت که شاید مهمترین آن همکاری ناکافی ایران با آژانس و پاسخ ندادن به برخی سوالات بود. ایران باید به پرسشهای آژانس به نحوی پاسخ میداد؛ پرسشهای و ابهاماتی که آژانس به تحریک رژیم اسرائیل مطرح میکرد، بهانهای برای اروپاییها بود که ایران پاسخ آژانس را نمیدهد. ایران در اسفند ۱۴۰۳ میتوانست ابتکارات تازهای در همکاری با آژانس به کار گیرد؛ برای نمونه، بخشی از اورانیوم موجود خود را رقیقسازی کند. بهویژه اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، که در آن زمان حدود ۱۷۵ کیلوگرم بود، میتوانست مانند دو بار گذشته که چنین اقدامی انجام داده بود، دوباره رقیق شود. ایران اما راه دیگری در پیش گرفت و این ۱۷۵ کیلو اورانیوم غنی شده بر اساس اعلام گزارش خرداد ماه آژانس به ۴۰۸ کیلو رسید و طرفهای اروپایی را بیشتر تحریک کرد و بهانه دست آنها داد. دلیل دوم هم این بود که ایران به هر دلیلی متهم شد که در جنگ اوکراین و روسیه که برای اروپا بسیار مهم بود، به روسیه پهپاد و سلاح ارسال کرده است و از نگاه آنها همکاری ایران و روسیه تهدید علیه امنیت اروپا بود. با کنار هم قرار دادن این موضوعات میتوان بهتر درک کرد که چرا رفتار اروپا تغییر کرد؛ بخشی از این تغییر موضع اروپا به رفتار ایران برمیگردد، بخشی هم به نظام سلطه بینالمللی و فشارهایی که آمریکا و اسرائیل بر طرفهای اروپایی داشتند، باز میگردد. محیطی که دیپلماسی میتواند در آن نقشآفرینی کند، مذاکره است، چه مستقیم یا غیرمستقیم، علنی یا محرمانه، مهم این است که مذاکره ادامه داشته باشد، وقتی از دیپلمات امکان مذاکره گرفته شود، عملا نمیتواند کاری انجام دهد.ایران پیش از فعالسازی مکانیسم تاکید داشت که این اقدام به معنای پایان دیپلماسی نیست، اکنون هم سه کشور بر این موضوع اشاره دارند، آینده دیپلماسی پس از این اقدام چگونه خواهد بود؟ طرفین به دیپلماسی باز خواهند گشت؟ اروپا و آمریکا همواره تأکید دارند که آماده گفتوگو هستند اما آنها بیشتر میخواهند به افکار عمومی نشان دهند جنگطلب نبوده و دنبال راهحلهای دیپلماتیک هستند اما راهحلهای دیپلماتیک روی میز، برای ایران قابل قبول نیست؛ مثل طرح غنیسازی صفر درصد. ایران میتواند استدلال کند که وقتی به تأسیسات تحت نظارت آژانس فعالیت صلحآمیز داشته، حمله میشود، دیگر موضوعات مطرح شده موضوعیت ندارد. با این حال دیپلماسی هیچوقت بنبست نداشته و ضروری است که به راه خود ادامه دهد. مذاکره، ذات دیپلماسی است مانند رابطه ماهی با آب؛ وقتی مذاکره را از دیپلماسی بگیرید، عملا کاری از آن بر نمیآید. محیطی که دیپلماسی میتواند در آن نقشآفرینی کند، مذاکره است، چه مستقیم یا غیرمستقیم، علنی یا محرمانه، مهم این است که مذاکره ادامه داشته باشد، وقتی از دیپلمات امکان مذاکره گرفته شود، عملا نمیتواند کاری انجام دهد. در دیپلماسی هم همیشه راههای ابتکاری وجود دارد. انتظار میرود وزارت خارجه طرحهای خلاقانه به شورای عالی امنیت ملی ارائه کند، چون مدیریت بحران امروز یکی از اولویتهاست. بنابراین سیاست ادامه مذاکره درست است، اما اینکه با چه رویکردی پیش برود، سوال اصلی است. انتهای پیام/