نظریه ی شعر فراگفتاریک از دیدگاه (رولان بارت)
الف-برای بررسی دیدگاه رولان بارت، بهتر است اول ببینیم(مرگ مولف) و (خوانشگر فعال) در(شعر فراگفتاریک) چه جایگاهی دارد.
بارت در مقاله ای معروف (مرگ مولف) استدلال می کند که معنا در یک متن نباید به(قصد و نیت)نویسنده محدود شود،بلکه خوانشگر است که با خوانش خود،متن را زنده و معنادار می کند.با توجه به اینکه در شعر فراگفتاریک نیز (ساختارهای گسسته،لایه های چند معنایی،و گریز از انسجام معنایی)این امکان را فراهم می کند که هر خوانشگری،بسته به تجربه ی خود، خوانشی منحصر بفرد از متن داشته باشد.
در واقع شعر فراگفتاریک بیشتر به(خلق خوانشگر)می انجامد تا(بیان مستقیم مولف)!!!به جای اینکه شعر حامل یک پیام واحد باشد، خوانشگر درگیر کشف و باز تفسیر معنا های مختلف می شود.
این همخوانی دقیقی با نظریه ی بارت دارد که معنا را درون خوانش ها و بافت های مختلف شکل یافته می داند ،نه در نیت مولف.
ب_ بارت در کتاب (لذت متن) از دو نوع نوشتار سخن می گوید:
۱_ نوشتار خواندنی؛که معنا را روشن و خطی ارائه می دهد
۲_نوشتار نویسایی؛که در آن خوانشگر،به نوعی هم زمان, نویسنده ی متن می شود، زیرا معنا را باید بسازد.
شعرهای فراگفتاریک کاملن در دسته ی نوشتار نویسایی قرار می گیرند.این اشعار به دلیل عدم انسجام سنتی و کلاسیک،به (گسست زبانی)و(ارجاعات پنهان)و (بازی های معنایی)می پردازند و خوانشگر را از حالت منفعل خارج کرده و او را به بازآفرینی متن وا می دارند.
این همان چیزی است که بارت آن را (لذت متن)می نامد.
متنی که خوانشگر را به چالش می کشد، او را وادار به مشارکت می کند و خوانش را به یک تجربه ی لذتبخش اما دشوار تبدیل می کند.
ج-بارت معتقد است که (متون بسته)، معناهای ثابتی دارند،اما (متون باز) امکان تأویل های متعددی را فراهم می کنند. در شعرهای فراگفتاریک جمال بیگ ،زبان از معناهای قراردادی فاصله می گیرند و واژگان در هم تنیده می شوند و حتا گاهی نقش های نحوی جا به جا می گردند.
این ویژگی ها، متن را از یک ساختار منطقی بیرون آورده و آن را به شبکه ای از نشانه ها تبدیل می کند که در هر خوانش معناهای جدیدی تولید می کنند و رولان بارت از آن به عنوان (بازی زبانی) یاد می کند؛ (شکستن قراردادهای زبانی) و (ورود به عرصه ی استعاره ها) و(چند گانگی معنا) در شعرهای فراگفتاریک به ما این تکنیک ها را یادآوری می کند که (بازی زبانی) نه تنها شکل گیری معانی تازه را ممکن می سازد بلکه(یک جریان سیال ذهنی ایجاد می کند که متن را زنده و متحرک نگه می دارد).
از دیدگاه رولان بارت (فراگفتاریک)یک نمونه ی عالی از (نوشتار نویسایی)، (متن باز) و (مرگ مولف) است. این سبک شعری نه به دنبال (تثبیت معناست) و نه به دنبال (القای یک پیام قطعی) بلکه شعر به گونه ای سروده می شودکه معناهای متعددی در هرخوانش ایجاد کند و خوانشگر به بخشی از فرایند(خلق معنا)تبدیل می گردد ،این (رهایی زبان) ازمحدودیت های سنتی و بازی با (لایه های معنایی) را می توان در نظریه های رولان بارت
درباره ی خوانش متون مدرن پیدا کرد.
در آخر با شعری از جمال بیگ این یادداشت را به پایان می رسانم:
ماریا سالیسیا
بی تو!!!
این هوا
چقدر خودش را می گیرد
نفسم را می بندم
به تنگی نبودنت
در صدای این همه خفه خون هایی
که می شمارمت
هنوز هم هزارپا جلوتری
میان این همه پایی که داده ام
به فاصله ای
که افتاده ایم از چشم
لابلای ردیف هایی که جنازه اند
و خیابان هایی
که از کنارمان می گذرند
حالا عجیب نیست اگر
این روزها
چقدر تند از دهان می افتیم
و تب نسکافه ها را
سرد می کنیم
گویا
هیچوقت
اثر انگشتی
روی دسته ی هیچ فنجانی
نبوده ایم......
---------------------------------------------------------
انتهای پیام/
ممنون
درود برای خریداران در یکتاپرس واحد ادبیات