به گزارش یکتاپرس نویسندهای که خیلی از ما کتاب خواندن را با او شروع کردیم و حتی پس از پخته شدن سلیقه کتابخوانیمان همچنان گوشه چشمی به کتابهایش داشتیم.
پائولو کوئیلو امسال 70 ساله شد. کسی که معروفترین کتابش، «کیمیاگر» را در سال 1988 به زبان پرتغالی نوشت و تا سال 2016 که به 70 زبان ترجمه شده بود، رتبهدار پرفروشترین کتاب بینالمللی بود.
زمانی که تصمیم گرفتیم یادداشتی برای 70 ساله شدن این نویسنده محبوب بنویسیم، ایدهای جز نوشتن از کتاب «کیمیاگر» به ذهنمان نرسید. چرا که پائولو کوئیلو برای ما کیمیاگر است و کیمیاگر برای ما پائولو کوئیلو. و بعد دیدیم چه چیزی بهتر از اینکه به جای نوشتن چندین و چندباره از «کیمیاگر»، یکی از بهترین یادداشتهایی که درباره این کتاب نوشته شده را ترجمه کنیم. یادداشتی که به نظر ما بهترین دلایل برای ضرورت خواندن کیمیاگر را یادآور میشود و احساساتمان را تحت تأثیر قرار میدهد.
شما باید کتاب «کیمیاگر» را بخوانید! اما چرا؟
چون شما 30 ساله میشوید، فکر میکنید زمان دوست شماست، تصمیمات اشتباه میگیرید، انتخابهای مرددی دارید، به خاطر ترس از تنها ماندن نظرات دیگران را به عنوان حقیقت زندگی میپذیرید. میخواهید زندگی ساده و آسانی داشته باشید اما انتظار پاداش چشمگیر دارید، نمیدانید که انتخابهای زندگیتان، حتی کوچکترینشان هم تأثیرات زیادی بر زندگیتان دارد.
شما باید کیمیاگر را بخوانید. چون قرار است پدر یا مادر چند فرزند شوید، هزینه زندگی و مدرسهشان را دهید و سپس مریض شوید. مریضی روح و جسمتان را دربربگیرد، خستهکنندهترین و تکراریترین روزهای عمرتان را بگذرانید و سپس به این نتیجه برسید که درد و ناراحتی برای رشدتان ضروری است. به این نتیجه برسید که دردهای شما، ماجراهای ناگوار زندگیتان و زخمهای حک شده بر تنتان، همگی نشانه قدرت برتری است که به زندگی شما هدف و معنا میدهد.
من چرا طرفدار پائولو کوئیلو و کیمیاگر هستم؟
چون کوئیلو به سادگی هرچه تمامتر ماجرای سانتیاگو را بازگو میکند، ماجرایی که به واقع داستان نوع بشر است. از طرف دیگر کیمیاگر را دوست دارم چون درباره تصمیمگیری و دنبال کردن رؤیاهاست. انگار انتخاب نوعی از زندگی است که به قلب و روح شما معنا میبخشد.
داستانی است درباره پیدا کردن خود واقعی شما که کوئیلو آن را افسانه شخصی مینامد.
5 نکته مهم درباره کیمیاگر
1. هر انسانی سرنوشت خود را به عنوان یک کودک متوجه میشود. هنگام کودکی ما بازی میکنیم و احساساتمان را بروز میدهیم. اما با بزرگ شدن، جهان معیارهایش را به ما تحمیل میکند و ما سرنوشت خودمان را رها میکنیم. پس به جای دنبال کردن چیزی که خودمان میخواهیم باشیم، چیزی که دیگران از ما انتظار دارند باشیم را عملی میکنیم.
2. انتخابهای ما عواقبی دارد که فراتر از آگاهی و زندگی ما را دربرمیگیرد.
3. سرنوشت و هدف نهایی ما با رنج بیپایان گره خورده است.
4. رنج کشیدن برای رسیدن به سرنوشت نهایی خود، بسیار قهرمانانهتر و قابلتقدیرتر از داشتن یک زندگی امن و راحت است.