
گروه فرهنگ و هنر یکتا؛ چنان که از پیش تعریف شده است:استقبال در اصطلاح علم بدیع آن است که گوینده، شعری را از شاعری دیگر سرمشق خود قرار دهد و قافیه و وزن سروده وی را در سروده خود بهکار گیرد و ممکن است در موضوع نیز از وی پیروی کند.
به عنوان مثال در اینجا چند غزل از شاعران معروف را می آوریم که هر کدام زیبایی خاص خودش را دارد:
*******************************************
خواجو
ای شب قدر بیدلان طره ی دلربای تو
مطلع صبح صادقان طلعت دلگشای تو
جان من شکسته بین وین دل ریش آتشین
ساخته با جفای تو سوخته در وفای تو
خاک در سرای تو آب زنم بدیدگان
تا گل قالبم شود خاک در سرای تو
گرچه بجای من ترا هست هزار معتقد
در دو جهان مرا کنون نیست کسی بجای تو
میفتم و نمیفتد در کف من عنان تو
می روم و نمی رود از سر من هوای تو
چون بهوای کوی تو عمر بباد داده ام
خاک ره تو می کنم سرمه بخاکپای تو
در رخم ار نظر کنی ور بسرم گذر کنی
جان بدهم بروی تو سر بنهم برای تو
روضه ی خلد اگر چه دل بهر لقا طلب کند
روضه ی خلد بیدلان نیست بجز لقای تو
گرچه سزای خدمتت بندگئی نکرده ام
چیست گنه که می کشم این همه ناسزای تو
خواجو اگر چه عشق را صبر بود دو او بس
دردی دردکش که هم درد شود دوای تو
****************************************
حافظ
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو
پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمی میکشم از برای تو
دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار
گوشه تاج سلطنت میشکند گدای تو
خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند
این همه نقش میزنم از جهت رضای تو
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو
دلق گدای عشق را گنج بود در آستین
زود به سلطنت رسد هرکه بوَد گدای تو
شاهنشین چشم من تکیه گه خیال توست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن
حافظ خوش کلام شد مرغ سخن سرای تو
**********************************