به گزارش گروه فرهنگ و هنر یکتا؛ دو مجموعهی شعر«شاپرکان کاغذی» گزیدهی غزل و «ای حسرت سبز در کنارت شادم » گزیدهی رباعی اثر دکتر طیبه رحمانی چاپ و منتشر شد.
طرح روی جلد این دو مجموعه در عین حال ساده اما خاص و زیبا و مزین به خط شکسته نستعلیق است.
مجموعهی «شاپرکان کاغذی» شامل هفتاد غزل عاشقانه و اجتماعی و مجموعه «ای حسرت سبز در کنارت شادم» نیز با هفتاد و چهار رباعی در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.
در ضمن دو مجموعه علمی، پژوهشی دیگر با نامهای:
قطارهای منتظر ۱ (سفری پژوهشی از متون کهن تا قطارههای شهری) سیاستنامه، مرزباننامه
و قطارهای منتظر ۲ (سفری پژوهشی از متون کهن تا قطارهای شهری) قابوسنامه، کلیله و دمنه
با قلم این شاعر در دست چاپ میباشد
دکتر طیبه رحمانی دارای دکترای زبان و ادبیات فارسی با سابقهای درخشان در حوزه تدریس و دانشجوپروری، ادبیات و شعر همچنین مقالههای علمی ارزشمند نامی آشنا و خور تحسین میباشد
سوابق تحصیلی
دکتری: دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد واحد جنوب زبان و ادبیات فارسی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد واحد جنوب
کارشناسی: دانشگاه آزاد واحد جنوب زبان و ادبیات فارسی
کاردانی: دانشگاه آزاد واحد جنوب زبان و ادبیات فارسی
دارای کد مدرسی در دانشگاه علمی کاربردی تهران
چاپ مقاله علمی، پژوهشی در مجله ادبیات معاصر (پژوهشگاه علوم انسانی)
مهارت تدریس در دروس فارسی عمومی، ویراستاری، گزارش نویسی مکاتبات اداری، سبک شناسی ادبی، شیوه نگارش در روابط عمومی، فن سخنوری در سطح کاردانی وکارشناسی دانشگاه
مهارت تدریس در انواع دروس ادبی در تمامی مقاطع متوسطه
مهارت در زمینه معاونت آموزشی و فناوری در مدارس
مدرک کارشناسی ارشد بامعدل A و نمره بیست در پایان نامه
چند شعر از دو مجموعه را به اتفاق می خوانیم:
گفتی که مرا بخوان و تکرارم کن
چون قلب صدف بیا... گهربارم کن
دستان مرا گرفتی و گفتی که...
از حسِ قشنگ عشق سرشارم کن
***
با یاد تو طعم چای عصرم شیرین
آزادی و لحظههای حصرم شیرین
ای صوت قشنگ تیشهات صبح نسیم
سرمست شدم شکوه قصرم شیرین
***
نشستم و به راه تو بهار را رقم زدم
درست مثل عاشقان به یاد تو قدم زدم
دلم مثال یک سبد، پُراز نگاهِ عاطفه
به باغ و دفتر دلم قصیدهها قلم زدم
چهگونهای بدون من؟ غریبهام بدون تو
هزار و یک دریغ را به ساحت عدم زدم
به کوچهی غریب من سری نزد کبوترت
بلیتِ انتظار را به مقصد حرم زدم
هجوم وحشی زمان! غرور خستهام! برو
که این تن شکسته را به ساحل ستم زدم
عزیز دل...! اگر چه کم... ولی به رسم عاشقی
همیشه از تو گفتهام، همیشه از تو دم زدم
انتهای پیام/