به گزارش یکتاپرس کودکان در سالهای گذشته بهویژه در دوران شیوع کرونا، بهگفته متخصصان حوزه روان، بیشترین آسیب را دیدند. از یک سو، آنها که دانشآموز بودند، برای مدت طولانی، در خانه درس میخواندند و آنها که کوچکتر بودند، بهدلیل ترس از ابتلا و اخباری که درباره شیوع ویروس در میان کودکان منتشر میشد، از قرار گرفتن در جمع و بازیهای کودکانه در محیطی که همسن و سالانشان میتوانستند حضور داشته باشند، محروم شدند.
چهاردیواری خانه، مهدکودک، پارک و زمین بازیشان شد. ماجرا اما اینجا تمام نمیشود. کودکان پیش از این هم تحتتأثیر شرایط زندگی و مدرنیته، وضعیت متفاوتی از کودکی را تجربه میکردند. دایره روابط و دوستیهایشان با آنچه پدر و مادرانشان تجربه کردهاند متفاوت است، بازیها دیجیتال شده، والدین اغلب هر دو خارج از خانه کار میکنند و آنها ناچارند بخش قابل توجهی از روز را در خانه مادربزرگ یا مهدکودک و یا کنار فرزند بزرگتر خانه، بگذرانند. از دو سال و نیم پیش هم، پاندمی کرونا، شرایط را وخیمتر کرده است. در این وضعیت، متخصصان روانشناس و روانپزشک، از مهمترین اختلالات شایع در کودکان و نوجوانان میگویند.
اختلالات رفتاری در کودکان زیر ۵سال
فرحناز کیانارثی، روانشناس تربیتی و عضو انجمن روانشناسی کانادا درباره اختلالات مهم دوره کودکی و نوجوانی توضیحاتی میدهد و به همشهری میگوید: «در مورد اختلالات مهم در این دوره، میتوان به گروه اختلالات رشدی عصبی اشاره کرد. ناتوانیهای ذهنی، اختلالات ارتباطی، اختلال نقص توجه و تمرکز یا بیشفعالی (ADHD)، اتیسم (ASD)، اضطراب، افسردگی و اختلالات رفتاری ازجمله اختلالات رایج در کودکان زیر ۵سال به شمار میروند.»
کیانارثی، شیوع اختلال بیشفعالی، نقص توجه و تمرکز را بیشتر از اختلالات دیگر میداند: «البته تشخیص این اختلال معمولا در پایه کلاس اول خیلی پررنگتر میشود. اما جزو اختلالهایی به شمار میرود که بهتدریج در تا پنجسالگی شکل میگیرند. این روانشناس تربیتی از اختلالات اضطرابی، بهویژه اضطراب جدایی بهعنوان یکی دیگر از مهمترین اختلالات کودکان نام میبرد. او میگوید: «از جمله نشانههای این اختلال میتوان به نگرانی افراطی کودک در ارتباط با جدایی از مادر نام برد. این بچهها معمولا مشکلات جسمی هم دارند، یعنی ممکن است هنگام رفتن به مدرسه و جدا شدن از مادر دچار سردرد، دلدرد، تهوع و... شوند یا ترس از تنها خوابیدن هنگام شب داشته باشند.»
بهگفته کیانارثی، اضطراب جدایی اغلب در کودکی شکل میگیرد. البته ممکن است در دوره نوجوانی یا بزرگسالی هم دیده شود؛ اما نشانههای آن معمولا از همان دوره کودکی دیده میشود.
اختلال اضطراب اجتماعی با خجالتی بودن اشتباه گرفته میشود
بهگفته این روانشناس، یکی دیگر از اختلالات اضطرابی که لازم است تمام والدین از آن آگاه باشند، اختلال اضطراب اجتماعی است که نباید با خجالتی بودن اشتباه گرفته شود: «اضطراب اجتماعی یعنی فرد از قرار گرفتن در تعاملات اجتماعی یا انجام کاری در موقعیتهای اجتماعی دچار اضطرابشود.
این اضطراب شامل تعاملات و عملکرد در موقعیتهای اجتماعی میشود که بر همین اساس طبقهبندی هم میشوند، مثل زمانی که نوجوان از ورود به مکانهای جدید استقبال نمیکند. یکی از انواع دیگر این اضطراب هم از جنس اضطراب اجتماع عملکردی است، یعنی زمانی که فرد فقط از اینکه میخواهد به مکانهای جدید برود مضطرب نمیشود، بلکه چیزی که باعث اضطراب بیشتر او میشود، عملکردش در مقابل دیگران است. مثلا از اینکه بخواهد در جمع شعری بخواند،سازی بنوازد و چیزی بگوید حتی در بزرگسالی بهشدت مضطرب میشود.»
بهگفته او، تمام اینها از یک جنس است: «بسیاری از والدین در مورد اضطراب اجتماعی آگاهی لازم ندارند، درحالیکه باید جدی گرفته شود، چرا که با وجود این مشکل؛ نوجوانها نمیتوانند مستقل شوند. وجود چنین اضطرابی در فرد به او اجازه نمیدهد به راحتی در اجتماع روابط اجتماعی و فعالیت داشته باشد، بنابراین مستعد ابتلا به افسردگی هم خواهد بود. والدین در دوره نوجوانی وقتی متوجه میشوند فرزندشان دوست صمیمی ندارد، بیرون نمیرود و برای ارتباطات اجتماعی مقاومت میکند، باید با حساسیت و دقت بیشتری موضوع را پیگیری کنند تا نوجوان دچار افسردگی نشود.»
شیوع نافرمانی مقابلهای با کرونا
بهگفته این روانشناس تربیتی، یکی از مشکلات شایع بین کودکان که شیوع بیماری کرونا هم به آن دامن زد، مشکل نافرمانی مقابلهای آنهاست. کودکانی که زیاد جروبحث میکنند، از قواعد و قوانین پیروی نمیکنند و محدودیتها را نمیپذیرند اما اصرار دارند که به خواستههای خود برسند در شمار کودکانی با همین اختلال جای میگیرند: «این مشکل معمولا به سبک فرزندپروری والدین برمیگردد. توجه داشته باشیم درگذشته سبک فرزندپروری مستبدانه بوده، یعنی توافق و گفتوگو کردن با بچهها رایج نبوده. اما در جامعه فرزندسالارانه، خواسته فرزندان بر خواسته والدین ارجح است. درصورتی که در سبک فرزندپروری درست و اصولی همه موارد یعنی قاطعیت، جدیت، مهربانی و محدودیت همه با هم وجود دارد.»
این روانشناس تربیتی میگوید که درایکورس (روانکاو)، یکی از کسانی که به سبک فرزندپروری دمکراتیک کار میکند عقیده دارد این روزها بچهها از جنس «نسل من» هستند. یعنی همهچیز را برای خودشان میخواهند و کاملا خودخواهند. احساس همدلی بسیار کمی دارند و مسئولیتپذیر هم نیستند. آنها به تنها چیزی که اهمیت میدهند رسیدن به خواستههای خودشان است. درایکورس پیشنهاد میکند پس از سبکهای مستبدانه و آسانگیر میتوان به سبک فرزندپروری دمکرات روی آورد. البته وقتی ارزشها و چارچوبهای کودکان و خانوادهها در تضاد باشد، والدین خود را ناتوان احساس میکنند.
ردپای کرونا بر روان کودکان
به عقیده او، کرونا تأثیر بسیار جدی بر سلامت روان تمام خانوادهها و همچنین بر فرزندپروری آنها گذاشته است. بسیاری از خانوادههایی که چارچوبها و قاعده و قوانینی داشتهاند، نمیخواستند به این زودی گوشی تلفن همراه دست بچههای خود بدهند و بگذارند آنها تا این حد در مقابل شبکههای اجتماعی و فضای مجازی قرار بگیرند. درصورتی که به واسطه شرکت در کلاسهای مجازی مجبور شدند، چنین امکاناتی در اختیار فرزندان خود قرار دهند.
کیانارثی میگوید کرونا باعث شد اسکرینتایم بچهها افزایش پیدا کند. منظور از اسکرینتایم مدتزمانی است که آنها در مقابل رسانهها یا هر صفحه نمایشی قرار میگیرند، مثل تلفن همراه، بازیهای کامپیوتری و دیگر محتواهایی که در دنیای مجازی وجود دارد: «این موضوع مخاطرات زیادی برای خانوادهها بهوجود آورده؛ بهگونهای که ما میتوانیم کاملا فرزندپروری قبل و بعد از کرونا را از همدیگر جدا کنیم و بهصورت جدی مشکلات مربوط به اسکرینها را به فرزندپروری بعد از کرونا اضافه کنیم. یعنی درنظر داشته باشیم با شیوع کرونا خانوادهها درگیر ۲ اتفاق مهم شدهاند؛ یکی بحث بچههایی که بهصورت جدی به این وسایل اعتیاد پیدا کردهاند و آنها را در معرض آسیب قرارداده است و موضوع مهم دیگر اینکه بر اثر این اعتیاد، میزان افسردگی افزایش پیدا کرده، سن پورنوگرافی بچهها کاهش یافته و کنترل کمتری هم نسبت به تحصیل و عملکرد آنها توسط والدین وجود دارد.
بلوغ محتوایی زودهنگام
براساس اعلام این روانشناس، کرونا باعث شده خانوادهها در معرض بلوغ محتوایی زودهنگام و ناپخته بچهها قرار بگیرند؛ یعنی فرزندانشان درگیر محتواهایی شدهاند که والدین برای این مواجهه آمادگی لازم را نداشتهاند، بنابراین نمیدانند چگونه باید رفتار کنند: «ممکن است بعضی کودکان هم به فضای مجازی اعتیاد پیدا نکرده باشند، اما مشکلات محتوایی این فضاها همچنان برای آنها وجود دارد. یعنی بسیاری از نوجوانان درگیر رابطههای زودهنگام با جنس مخالف شدهاند و خانوادهها هم ممکن است کاملا از اینگونه روابط فرزندانشان بیاطلاع باشند. ضمن اینکه بسیاری از بچهها ترجیح میدهند در همان دنیای مجازی باقی بمانند؛ چیزی که کنترل خانوادهها را به حداقل میرساند.»
از نظر این روانشناس تربیتی، داستان اسکرینها بزرگترین بحرانی بود که خانوادهها در دوران کرونا در سراسر دنیا با آن مواجه شدند که شاید تأثیرات آن تا سالهای زیادی بر زندگی بچهها و خانوادهها باقی بماند.